برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور
توی این پونزده سالی که معلمم شاید نزدیک دوتا بیشتر کلاس کودکان نداشتم. امسال یدونه کلاس برداشتم همشون دختربچه هفت تا ده ساله که هرکدومو میبینم تا ته دلم براشون غش میره...
امروز نشسته بودم نگاشون میکردم یهو کیانا با اون چشمای سیاهش واستاد جلوم، تدی رو داد بهم گفت خانوم برای دخترتون...
زبونم بند اومد فقط مات زل زدم به عروسکه... یادم اومد گفتم من بچه میخاما چقد ببین نازن به مسخره گفت خودم میسازم برات عیب نداره...
چقد زندگی عجیبه هیچوقت تصورشو نمیکردم مادر نشم و حسرت داشتن یکی ازینارو بخورم...
-بیست و شش. تیر.صفردو
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور
یو آر این دِ ویتینگ لیست...
+شاید بهترین خبر از سمت کائنات،.. شایدم ... خدا داند ...
-هفت.مرداد.دوصفر
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور
گفتم: چرا بهم نگفتی؟ نمیرفتم میموندم...
گفت: نه نکنیا این کارو ها، تو میری... فقط باید صبر کنیم... هم تو زحمت کشیدی هم من... فقط صبر...
+وسط اینهمه استرس و کار و بدو بدو فقط خبر قبولی تو میتونست خوشحالم کنه..
-هیجده.تیر.دوصفر
برچسب:
نویسنده: آرین حسینپور